اقاي ريس جمهور ازاينكه دوبار به شما راي دادم عين سگ پشيمونم ديگه به توواطرافيانت اعتماد ندارم


در روز 15 آذرماه امسال 29 دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر بر اثر آتش سوزی کلاس دچار سوختگی شدند که با گذشت 14 روز هنوز تعدادی از این دانش آموزان در بیمارستان های ارومیه...

در روز 15 آذرماه امسال 29 دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی مدرسه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر بر اثر آتش سوزی کلاس دچار سوختگی شدند که با گذشت 14 روز هنوز تعدادی از این دانش آموزان در بیمارستان های ارومیه و تبریز بستری هستند.

برای بیان واقعی قضیه کردپرس با یکی از این دانش آموزان که از ناحیه دست و صورت دچار سوختگی شده بود، مصاحبه ای انجام داده است که در پی می آید.

*   در ابتدا از خودتان بگویید.

** بنام خدا : یادگار مصطفی نژاد هستم دانش آموز ده ساله کلاس چهارم ابتدایی مدرسه دخترانه انقلاب اسلامی شین آباد پیرانشهر.

با  شنیدن نام "سیران" اشک در چشمان "یادگار" حلقه زد گویی نام "سیران" یادآور تمام خاطرات تلخ و شیرین کودکانه ای بود که با او در روزهای قبل داشته است و انگار هنوز کوچ  ابدی او را باور نکرده بود.

* یادگار جان برای ما از روز حادثه بگوئید.

** نمیدانم از کجا و چگونه شروع کنم تا به یاد آن روز می افتم ترس و و حشت تمام وجودم را فرا می گیرد.

"یادگار" با همان حالت مصومانه و کودکانه خود آهی سوزناک از ته دل می کشد و می گوید": صبح روز چهارشنبه 15 اذرماه همانند روزهای قبل خواب شیرین صبحگاهی را بقصد ورق زدن برگی دیگر از دفتر علم و اندیشه ترک گفته و به همراه دوستانم راهی مدرسه خود شدیم.

من که هر روز به همراه دوست و همکلاسی خوبم "مروارید حمزه"که در نزدیکی خونه ما زندگی می کنند قرار می گذاشتیم و با همدیگر به مدرسه می رفتیم بر حسب اتفاق روز چهارشنبه او از من جلوتر رفته بود و من کمی دیرتر از خواب بیدار شده بودم پدرم گفت "یادگار جان"عجله نکن خودم با ماشین تورا می برم ، تا پدرم خودش را اماده کرد من به سر خیابان رسیده بودم سرانجام سوار ماشین پدرم شدم و بسوی مدرسه حرکت کردم.
"یادگار" در این لحظه آهی از دل کشید و انگار این لحظات برایش کاملاً زنده شده اند و یا شاید با مرور این خاطرات به یاد روزهایی می افتد که شاداب و خوشحال همه با هم در کلاس درس حاضر و یا با همدیگر در زنگ های تفریح بازی و شیطنت می کردند.

از یادگار خواستم حرفهایش را ادامه دهد، او ادامه داد: سرانجام به مدرسه رسیدم و همانند سایر روزها سر صدای بچه ها از بیرون شینده می شد زنگ اول چهارشنبه ها درس قرآن داشتیم، هنوز خانم معلم بر سرکلاس درس حاضر نشده بود ما از او یاد گرفته بودیم که همیشه منظم باشیم و به موقع بر سر کلاس درس حاضر شویم رفتم داخل کلاس و آرام بر سر نیمکت خود نشستم.

* "یادگار خانم" چطور شد که بخاری آتش گرفت؟

** چند لحظه بعد همانند روزهای قبل بخاری کلاس توسط سرایدار مدرسه روشن شد اما ایکاش هرگز روشن نمی شد در این میان خانم معلم نیز به کلاس درس آمد، ولی بعداز چند دقیقه بر اثر شدت نشت نفت از مخزن کوره، بخاری بحدی گرم شد که ترس و دلهره ما و خانم معلم را فرا گرفت در این میان خانم معلم به سراغ کپسول اطفاء حریق رفت تا در صورت بروز آتش آن را خاموش کند که در این اثنا آقا معلم کلاس سوم نیز متوجه این قضیه شد و با کمک سرایدار خواستند بخاری را از کلاس بیرون ببرند ولی چون خیلی داغ شده بود معلم کلاس سوم از "سنور" یکی از همکلاسی هایم خواستند تا به دفتر مدرسه برود و زود یک پارچه خیس شده بیاورد تا بوسیله آن بخاری را از کلاس بیرون ببرند. چون بخاری بحدی گرم شده بود که متاسفانه آتش گرفت و با آتش گرفتن آن معلم کلاس سوم و سرایدار مدرسه نیز مجبور شدند آن را با د ست بردارند ولی متاسفانه جلوی در کلاس، بخاری از دستشان رها شد  و مخزن نفت آن منفجر شد.

* چرا قبل از آتش گرفتن بخاری از کلاس بیرون نرفتید؟

** آخه خانم معلم گفت بچه ها نترسید هیچی نیست الان آتش را مهار می کنیم و شلوغی نکنید. ما هم به حرف خانم معلم گوش کردیم در کلاس ماندیم.

* بعداز اینکه این مخزن نفت بخاری منفجر شد چکار کردید؟

** با دیدن آتش و شعله های آن همه جیغ زدیم و ترسیدیم می خواستیم از در کلاس فرار کنیم که متاسفانه آتش جلوی در را گرفته بود و تعدادی از همکلاسی هایم به بالای نیمکت ها رفته بودند و من و چند نفر دیگر نیز در زیر نیمکت ها مخفی شده بودیم. در این میان آغا معلم دو سه نفر از دوستانم را هر طوری بود به بیرون برد و لی انها هم کمی دچار سوختگی شدند.

* چند دقیقه در این حالت قرار داشتید و چگونه توانستد از کلاس خارج شوید؟

** نمیدانم که چند دقیقه در این شرایط ماندگار شدیم ولی آنچه از این لحظات سخت به یاد دارم این بود که گرما و دود و آتش در این چهار دیواری بشدت ما را محاصره کرده بود و همه ما در این وضعیت زندانی شده بودیم و در این حالت فقط گریه می کردیم و درخواست کمک می کردیم.

چند نفر از همکلاسی هایم روی نیمکت ها رفته بودند و با دستان خود به شیشه های پنجره می کوبیدند و از بیرون طلب کمک می کردند و حتی با ضربه دست شیشه ها را می شکستند ولی چون پنجره کلاسمان نرده های زیادی داشت هیچ کس نمی توانست از لابلای نرده ها به بیرون برود.

* "یادگار خانم" آیا در این هنگامی که شما در زیر نیمکت پنهان شده بودی دست و صورت شما با چیزی برخورد کرد که دچار سوختگی شدید؟

** دقیقاً به یاد ندارم که به چیزی دست زده باشم اما حرارت آتش بحدی زیاد بود که تمام اعضای بدنمان دچار سوختگی شده بود احساس می کردم که در داخل کوره اتش سوزی هستم.

* شما از چه طریقی از کلاس بیرون رفتی؟

** در این لحظات که معلمان و رهگذران شین آباد از حادثه باخبر شده بودند به کمک ما آمدند ولی چون بخاری آتش گرفته جلوی باز شدن در کلاس را گرفته بود نتواستند به داخل کلاس بیایند به همین خاطر بسراغ پنجره رفتند و چون دسترسی افرادیکه حیاط مدرسه بودند و میخواستند به ما کمک کنند با وجود نرده ها بسیار مشکل بود اقدام به بیرون آوردن چهار چوب آهنی پنجره نمودند که بعداً متوجه شدیم که این کار را با کمک یک دستگاه ماشین انجام داده بودند.

با بیرون آرودن پنجره کلاس چند نفر فوراً به داخل کلاس آمدند و یک یک بچه را از این طریق به بیرون بردند و سپس در را باز کردند و بخاری را به بیرون بردند که با این اقدام دود و هوای داخل کلاس بیرون رفت، و من به همراه یک نفر دیگر از همکلاسی هایم بنام "مروارید حمزه" از زیر نیکمت ها بیرون آمدیم و از فرصت استفاده کرده و از درب کلاس به بیرون فرار کردیم. 

* "یادگار جان" از "سیران" و از رابطه خودت با او برای ما بگو." با شنیدن نام "سیران" اشک در چشمان "یادگار" حلقه زد گویی نام "سیران" یادآور تمام خاطرات تلخ و شیرین کودکانه ای بود که با او در روزهای قبل داشته است و انگار هنوز رفتن ابدی او را باور نکرده است آهی کشید و گفت:

** "سیران" دختر شلوغ و کنجکاوی بود، در درسهایش متوسط بود او دو نیمکت از من جلوتر  می نشست و بیشتر با "آمینه راک" دوست بود او بامن نیز دوست بود، ما همیشه خوراکی های خودمان را باهم تقسیم می کردیم.
 در این لحظه "یادگار" که انگار هنوز باورش نشده بود که دیگر او را نخواهد دید گفت: اگر به مدرسه برگردم این بار همیشه با او درس خواهم خواهند و با او بازی خواهم کرد.

* "یادگار جان" ولی متاسفانه باید یادآوری کنم که "سیران" دیگر در این دنیا نیست و شما و کلاس درس و مدرسه و همکلاسی های خود را برای همیشه ترک کرد.

** راست میگویی اصلاً حواسم نبود، فکر کردم او هنوز زنده است.

* از آخرین تصویری که از "سیران" در ذهنت داری برای ما بگو و چطور شد که او از همه بیشتر دچار سوختگی شد؟

** زمانی که بخاری منفجر شد و آتش گرفت و جلوی در کلاس با آتش بسته شد "سیران " را دیدم که لباسهایش دچار سوختگی شده بود و با هر دو دست سعی می کرد آن را خاموش کند و با همان شلوغی و کنجکاوی خود در میان دود و آتش بطرف در کلاس رفت و خواست از در کلاس به بیرون برود، من کاملاً متوجه شدم که در مسیر خود از ناحیه صورت با لوله داغ بخاری برخورد کرد و به زمین افتاد و برای مدتی در میان آتش بی حرکت شد بعداز چند لحظه دوباره بلند شد و با هر دو دستش سعی میکرد آتش را از خود دور کند تا اینکه مردم رسیدند و پنجره را بیرون درآوردند و دانش اموزان را نجات دادند بعداز این صحنه دیگر "سیران" را ندیدم.

*"یادگار جان" هیچ میدانی خوشبختانه سوختگی شما در مقایسه با سایر همکلاسی هایت از همه کمتر بود دلیل این را در چه می دانید؟

** همه می گفتند چون من جثه کوچکی دارم کمتر صدمه دیدم ولی خودم میگم خدا منو دوست داشت و همچنین زود به زیر نیمکت رفتم تا بیشتر نسوزم. ای کاش همه همکلاسی هایم به زیر نیمکت ها می رفتند.

* بعد از اینکه از در کلاس بیرون رفتی چه کسی تو را به بیمارستان برد؟

** اصلاً هیچی یادم نیست فقط میدانم با چند نفر از همکلاسی هایم با یک ماشین به بیمارستان اعزام شدیم.

* "یادگار خانم" در آن لحظه که آتش تمام کلاس را فرا گرفته بود و هنوز هیچ کمکی به شما نشده بود چه احساسی داشتید؟

** فقط گریه می کردیم و داد می زدیم اما "ساریا رسول زاده" فریاد میزد من را حلال کنید، من را حلال کنید.

* اکنون که به آغوش خانواده برگشته ای چه احساسی داری آیا دلت برای کلاس و مدرسه تنگ نشده است؟

** خدا را شکر می کنم و اینقدر خوشحالم از اینکه از محیط بیمارستان جدا شدم و به خانه برگشتم خیلی هم دلم برای مدرسه و دوستانم تنگ شده است اما بدون آنها اصلاً نمی خواهم به مدرسه برگردم آخه دوست دارم همه با هم به کلاس درس برگردیم.

* حالا که به خانه برگشته ای آیا برای دوستانت نگران نیستی؟ و بیشتر برای کدام یک از همکلاسی هایت ناراحتی؟

** دلم برای همه انها تنگ شده است اما بیشتر برای "سیران"، وقتی مادرم گفت "سیران" مرده خیلی ناراحت شدم و درد خودم را فراموش کردم وبرای او گریه کردم.

* "یادگار جان" حالا که به منزل برگشته ای چه درخواستی از خدا داری، یعنی اگه بتونی با خدا درد دل کنی به او چه می گویی؟

** میگم خدا جون یک آرزو بیشتر ندارم، فقط ما را به روزهای اول مدرسه برگردان و "سیران" را دوباره پیش ما بفرست اخه او خیلی کوچیک بود چون هنوز تازه 10 ساله شده بود.

* ولی این آرزو غیر ممکنه!

** پس میگم خدایا آرزو دارم که زود منو پزشک کنی تا بتونم همکلاسی هایم  را درمان کنم.

* آخرین حرفی که دوست داری بزنی چیه؟

** دوستان خوبم دلم برای همه تون تنگ شده تورو خدا زود برگردید!!

برادر "یادگار" که در این گفتگو ما را همراهی می کرد گفت: این سومین حادثه  ناگواری است که در طول عمر 10 ساله "یادگار"برای او اتفاق می افتد او گفت :"یادگار" چند سال قبل دو بار از پشت بام به زمین افتاده است و این حادثه هم سومین حادثه دوران عمر 10 ساله اوست که امیدواریم دیگر با نجات از این حادثه برای او و دوستانش هیچ اتفاق تلخ و ناگواری رخ ندهد.

یادگار مصطفی نژاد جزو 29 دانش آموزی بود که صبح روز چهارشنبه 15 اذرماه سالجاری در حادثه آتش سوزی مدرسه شین آباد پیرانشهر به همراه دوستان خود دچار سوختگی شد و به مدت 8 روز در بیمارستان امام خمینی ارومیه بستری بود و خوشبختانه چون شدت سوختگی وی نسبت به همکلاسی هایش کمتر بود به همراه "کانی شریفی" جزو اولین مصدومانی بودند که با نظر پزشک خود از بیمارستان مرخص شد تا یکبار دیگر و پس از عبور از این حادثه تلخ و ناگوار برای رسیدن به آرزوهایش بر سر میز کلاس درس بنشینند و دوباره برای آینده خود و مملکت خویش مسیر تعلیم و تربیت را بپیمایند

آقاي ريس جمهور شما به بچه هاي آمريكايي ومردم آمريكا تسليت بگو من حقير به ملت ايران وشين آباد

گزارش تصویری از تشییع دانش آموز فوت شده شین آباد

عصرایران - پیکر دانش آموز فوت شده براثر آتش سوزی مدرسه روستای شین آباد بنام "سیران یگانه" به درخواست مادر داغدارش در گورستان روستای پسوه پیرانشهر و در کنار آرامگاه پدربزرگش به خاک سپرده شد.شین آباد

به گزارش عصرایران به نقل از کردپرس، مردم داغدار پیرانشهر و روستاهای اطراف که بیش از دیگر هموطنانمان در چند روز گذشته پیگیر خبر حادثه آتش سوزی مدرسه شین آباد و سلامتی دانش آموزان آسیب دیده بودند امروز پیکر دانش آموز فوت شده سیران یگانه را تا روستای پسوه همراهی کردند و در آنجا پیکر وی را به خاک سپردند.

در این مراسم معاون وزیر آموزش و پرورش کشور و جمعی از مسئولان استانی و شهرستانی و همچنین خیل عظیم مردم دلسوز و نوع دوست شهرستان پیرانشهر و ساکنان مناطق مختلف دیگر از جمله روستاهها وشهرهای اطراف حضور داشتند.

پول تجهیز مدارس را صرف ساخت استخر کردند!

در همین حال عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس فاش کرد که بودجه آموزش و پرورش به جای این که صرف بهسازی مدارس شود ، برای ساختن استخرهای فرهنگیان هزینه شده است.

عبدالوحید فیاضی گفت: مشکل عمده این است که آقای وزیر وقوع این اتفاقات را طبیعی می داند و تقصیری را بر گردن نمی گیرد در حالیکه وزیر از نبود اعتبارات برای تجهیز مدارس صحبت می کند اما شاهد ساخت دهها استخر در استان ها برای فرهنگیان هستیم.
سوال این است استخر فرهنگیان مهم تر است یا جان دانش آموزان؟ وقتی مدارس ما چنین وضعیتی دارند که با وجود گازکشی در شهرها همچنان از بخاری های نفتی استفاده می شود، آیا ساخت استخر از واجبات است؟
این نماینده افزود: مدرسه شین آباد در دو نوبت صبح و عصر 360 دانش آموز را در خود جای می دهد چگونه است که هیچ تدبیری برای سیستم گرمایی مرکزی برای این مدرسه نشده است. البته شرکت گاز اعلام کرده که نوع ساخت و ساز مدرسه غیر استاندارد بوده و امکان گازکشی نبوده است که همین موضوع هم قابل تامل است.

وزیر همچنان شوق خدمت دارد!

در همین حال ، وزیر آموزش و پرورش گفت که اگر بررسی کند و ببیند که لازم است استعفا کند ، این کار را خواهد کرد ولی در عین حال تأکید کرد که شوق خدمتگزاری دارد!
شاید تصاویر زیر ، در بررسی وزیر موثر واقع شود هر چند که معاون آموزش ابتدایی او گفته است که این گونه وقایع عادی است!

و این هم دردناک ترین تصاویر این روزها

کاپشن احمدی نژاد به کت و شلوار تبدیل شده است

کاپشن احمدی نژاد به کت و شلوار تبدیل شده است


برخی از سیاسیون و مردم کشورمان معتقدند که احمدی نژاد سال ۹۱ همان احمدی نژاد سال ۸۴ که به وی رای دادند نیست و وی دچار تغییرات کلی شده است در همین زمینه خبرنگار شفاف به گفت و گو با مصطفی رضا حسینی قطب آبادی نماینده اصولگرا دور هشتم مجلس شورای اسلامی پرداخت که بدین شرح است:

آقای رضا حسینی به نظر شما آقای احمدی نژاد در طی این سالها دچار تغییر شده اند؟

اینکه افراد در گذر زمان تفاوت هایی در رفتار و کردارشان بوجود بیاید یک امر بدیهی است. طبیعی است که آقای احمدی نژاد نیز مانند دیگران دستخوش تغیراتی بوده اند. احمدی نژاد سال ۸۴ با احمدی نژاد سال ۹۱  در یکسری از زمینه ها تغییر کرده و در برخی موارد نیز ثابت مانده مانند اینکه همچون روزهای اول دیگران را به کم کاری و خلاف کردن متهم می کند.

احمدی نژاد سال ۸۴ نشان می داد که به قانون پایبند است و در صدد رفع مفساد اقتصادی از سیستم است. منتها احمدی نژاد سال ۹۱ نشان می دهد که این شعاری بیش نبوده و دلیل آن این است که بزرگترین فسادهای مالی در بدنه دولت شکل گرفته و ایشان همچنان اصرار دارد که دولتش سلامت است. بزرگترین افراد در حوزه مربوط به ایشان در این پرونده ها دخالت دارند و باز آقای احمدی نژاد اصرار دارد که دیگران متخلفند و افراد پیرامون ایشان سلامت هستند.

بنابراین این رویکرد آقای احمدی نژاد نسبت به سال ۸۴ با رشد عجیبی به سمت نوعی بی عدالتی پیش رفته و دفتر ایشان برای برخی کانون امنی شده که در سایه آن می تواند با اموال بیت المال کارهایی که بیشتر خوش آیند دشمن است را انجام دهند. طبیعی است که این تفاوت ها به روز و مشخص است و فکر نمی کنم بر کسی پوشیده باشد. اینکه ایشان به همان افکار و ایده های سال ۸۴ برگردد بعید است و هرچه جلوتر برویم -تا پایان دولت دهم-مسایل اقتصادی و مشکلات حادی که در کشور وجود دارد ادامه خواهد داشت و برخی از مسایل به لحاظ مشکلاتی که برای اقتصاد و تولید ایجاد می کند بعد از دولت ایشان رو نمایی خواهد شد.

با توجه به اینکه شاهد بودیم برخی افراد از بدنه دولت کنار گذاشته شدند به نظر شما تیم فکری احمدی نژاد در طی این سالها تغیر کرد؟

اینکه برخی افراد از دولت آقای احمدی نژاد کنار گذاشته شدند به چند دلیل بود. کنار رفتن برخی افراد از بدنه دولت را یک سیاست کاری می دانم و جدا شدن برخی افراد برای حضور در انتخابات مجلس بود و ما دیدیم آنها آمدند و تیم تشکیل دادند و در غالب یک گروه سیاسی و تیم تشکیل دادند و با همان شعارهای آقای احمدی نژاد و با حمایت آقای احمدی نژاد و اطرافیانش دوباره وارد عرصه انتخابات شدند. بنابراین برخی از افراد که از بدنه دولت خارج شدند با هدف و برنامه از قبل تعین شده دولت بود.

برخی افراد دیگر که جدا شدند به این دلیل بود که با سیاست های دولت همخوانی نداشتند. قانون گریزی های دولت برای آنها قابل تحمل نبود و بحث هایی که ایشان در خصوص بحث علما و موضع گیری هایی که ایشان در مقابل مقام معظم رهبری داشتند و نافرمانی ها و کارشناسی هایی که انجام دادند برای آنها قابل تحمل نبود و یا خودشان بیرون آمدند یا آنجا اظهار نظر کردند و اظهار نظر منفی در قبال آقای احمدی نژاد هم منجر به اخراج خواهد بود.

یعنی افراد در دولت آقای احمدی نژاد باید کاملا مطیع آنچه که شخص رییس جمهور می گوید باشند و اگر کسی نظر خلاف آن را داشته باشد یا باید خود را با محیط هماهنگ کند یا محکوم به تسویه حساب و اخراج است. اما بدنه فکری که به ایشان خط فکری می دهند ثابت مانده و اگر چند نفر خاص را از بدنه دولت داشته باشیم که به لحظ فکری روی ایشان تاثیر گذاشتند و یا به نوعی افکار آقای احمدی نژاد را در جامعه القا می کنند آنها ثابت اند. اگر آن افراد تغییر می کردند شاید در نگاه، رفتار با نیروهای دلسوز نظام بهتر برخورد می شد اما این اتفاق نیفتاده و آنهایی که جدا شدند تاثیر چندانی بر خط فکری احمدی نژاد نداشتند.

آیا طرفدارهای آقای احمدی نژاد نیز تغییر کردند؟

اگر همین امروز رای گیری کنند شما خواهید دید کسانی که دور اول به آقای احمدی نژاد با آن نگرش ها رای دادند در حال حاضر این کار را نخواهند کرد. ما می توانیم دلیل این را بر اساس پیامدهای اجتماعی مختلف ببینیم. سفرهای آقای احمدی نژاد یک محکی در این خصوص است.باید مقایسه کرد سفرهایی که در ابتدا می رفتند با چه استقبال هایی روبرو می شد و در حال حاضر چگونه برخورد می شود. حضور ایشان در برخی محافل به چه شکل استقبال می شد و الان به چه شکل استقبال می شود.

آگاهی مردم از پرونده های فسادی که در زمینه های مختلف تشکیل شده و آمار واصله از مراجع قضایی و رسانه ای، بر می گردد به حوزه کاری و اطرافیان ایشان که مردم این را می بینند.

آنچه که بیشتر از همه تاثیر گذاشته و باعث شده که احمدی نژاد جایگاه سال ۸۴ خود را از دست دهد  مقاومت های ایشان در مقابل مقام معظم رهبری است و تمرد از دستورات آقا است.

به نظر شما شخصیت آقای احمدی نژاد در این سالها ثابت بود؟ 

شخصیت ایشان تغییر کرده و کاپشن آقای احمدی نژاد تبدیل به کت و شلوار شد. فکر می کنم بر اساس رفتارهای دولت در طی این سالها تحلیلهایی معتقدم که اقای احمدی نژاد اعتقادشان بر این است که شخص رییس جمهور باید تنها قدرت حاکمه در کشور باشد و هیچ قدرتی بیش از ایشان وجود نداشته باشد.

به نظر می رسد ایشان نظرشان این است که دولت اختیارات مطلقه داشته باشد و بارها و بارها دیدیم که خیزهایی هم برداشت برای اینکه مجلس را تصرف کند و به قوه قضایی، شورای نگهبان و تشخیص مصلحت نظام نیز گریزی زد که بتواند آنجاها را نیز تصرف کند. اما خوشبختانه این اتفاق در کشور ما نمی تواند بیفتد که یک شخص صاحب همه قدرت ها باشد و این بر می گردد به آن پایه گذاری شگرف و بسیار حکیمانه حضرت امام(ره) که برای این نظام گذاشتند و اقدام هوشیارانه مقام معظم رهبری که آن راه را ادامه دادند.

چه عواملی موجب شد رییس جمهور از آن گفتمان اولیه دور شوند؟

دو حالت دارد یا اینکه ایشان در سطح آن گفتمان ساده بی آلایش و خیلی مردمی روزهای اول این افراد را در لایه های دوم خود داشته و زمان لازم بوده که درفرایند ریاست جمهوری آن ها را به جامعه القا دهد.یک دیدگاه دیگر این است که چون غروری که بعد از ریاست جمهوری و از رای بالای مردم به ایشان دست داد موجب شد تا از گفتمان اولیه دور شوند.

دین مبین اسلام در ارتباط با تکبر و غرور تاکید کرده که انسانها بجز معصومین در خطر لغزش قرار دارند. من فکر می کنم برخی مسایل محیطی موجب شد که ایشان لغزش پیدا کند و از مسیر اصلی خود فاصله بگیرد و هرچه گذشت این لغزش بیشتر شد و برخی که دوست داشتند جدایی ایجاد شود در شیپور این جدایی دمیدند و متاسفانه نتیجه می گیریم بنده  که در اوایل دولت جزو حامیان ایشان بودم به دلیل تمرد وی از دستورات مقام معظم رهبری، سخنگوی سوال از رییس جمهور شدم.

از خنده وزیر بی مسوولیت تا گریه اوباما

از خنده وزیر بی مسوولیت تا گریه اوباما


اشک‌های باراک اوباما در سوگ کودکان کشته شده در جریان تیراندازی در یکی از مدارس این کشور را اگر در کنار نیشخند و جملات تمسخرآمیز وزیر آموزش و پرورش کشور خودمان در قبال آتش سوزی در یکی از دبستان‌های دخترانه ایران اسلامی بگذاریم، چه می‌توانیم گفت؟

از خنده وزیر بی مسوولیت تا گریه اوباما

چرا باراک اوباما پس از واقعه تیراندازی در مدرسه ابتدایی ساندی هوک در نیو تاون، با ۲۰ کشته، منفور نشد اما وزیر آموزش و پروش ایران پس از آتش سوزی در مدرسه شین آباد در پیرانشهر، با یک کشته، این همه مورد بغض مردم ایران قرار گرفته است؟

کافی است سری به شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بزنیم و ببینیم که جوانان و میانسالان فعال در این شبکه‌ها، با چه ادبیاتی از وزیر آموزش و پرورش انتقاد می‌کنند. پاسخ سوال فوق را باید در اومانیسم راستین و مهرورزی قلابی جستجو کرد!

فارغ از نحوه واکنش این دو رجل سیاسی به مصیبت‌های ملتشان در این سو و آن سوی جهان، که تا حد زیادی به شخصیت و تیپ روانی آن‌ها برمی گشت، به نظر می‌رسد در واکنش دولت مهرورز احمدی‌نژاد، عنصر عقلانیت هم مفقود بود.

دولت احمدی‌نژاد، به غیر از واکنش عجیب وزیر آموزش و پرورش، کلاً در قبال حادثه پیرانشهر سکوت کرد. رئیس این دولت، که خودش را نوکر مردم می‌داند، حتی نیازی ندید یک پیام همدردی دو خطی در واکنش به آتش گرفتن دختربچه‌های پیرانشهری بنویسد. این سکوت، فارغ از اینکه اخلاقی است یا غیراخلاقی، بی‌تردید عقلانی نبود. بازدید از زندان اوین پیشکش، لطفاً سری به کودکان آتش گرفته بزنید!

اما از این نکته هم که بگذریم، تسلیت رامین مهمانپرست به مردم آمریکا بابت حادثه مدرسه ساندی هوک نیز در نوع خود جالب توجه است. با توجه به نحوه رفتار دولتمردان ایران در برابر مصیبت مدرسه شین آباد پیرانشهر، هیچ کس جنبه انسان دوستانه تسلیت جناب مهمانپرست به مردم آمریکا را باور نمی‌کند و این تسلیت، فقط سیگنال بی‌فایده دیگری برای گشوده شدن باب مذاکره ایران و آمریکا تا پیش از غروب خورشید عمر دولت دهم قلمداد می‌شود.

بی‌اعتنایی دولت احمدی‌نژاد به درد و رنج مردم پیرانشهر در حالی رخ داد که اعضای این دولت و تمام تحلیلگران حامی این دولت، معتقدند روستاییان و مردم شهرهای کوچک و محروم، در سال‌های ۸۴ و ۸۸ جزو رای دهندگان به احمدی‌نژاد بودند. یعنی والدین کودکان آتش گرفته پیرانشهری، مطابق تحلیل خود دولتمردان ایران، جزو کسانی بوده‌اند که احمدی‌نژاد را به ریاست جمهوری رسانده‌اند.

دولتی که قرار بود «به میان مردم برود»، اینک که دیگر به رای مردم فقیر و روستایی نیازی ندارد، این گونه از کنار داغ دیدگی آنان بی‌اعتنا می‌گذرد.

الان به رای مردم مرفه شهرهای بزرگ نیاز بیشتری است. قرار است جناب مشایی به عنوان یک عارفِ لیبرالِ ناسیونالیست (!)، مردم شهرهای بزرگ را به پای صندوق‌های رای بکشانند تا دولت مهرورز در قالبی دیگر، ادامه حیات بدهد. یعنی اگر به جای مدرسه شین آباد، خدای نکرده، مدرسه‌ای در نیاوران تهران آتش گرفته بود، واکنش متفاوتی از دولت احمدی نزاد می‌دیدیم؟!

عمر دولت احمدی‌نژاد رو به پایان است ولی این دولت، به شهادت بسیاری از مخالفان و حتی موافقان و حامیان سرسختش، تقریباً به هیچ یک از شعارهای خود پای بند نمانده است.

فقیر نوازی برای این دولت، طریقیت دارد نه موضوعیت. حادثه مدرسه شین آباد، موید این مدعاست. به جای پروراندن سودای  مدیریت جهانی، بهتر است کمی از دولتمردانی یاد بگیریم که از صبح تا شب مشغول انتقاد از آنهاییم

رواساي محترم كشور اسلامي هرجا خواستيم شب خوب وگرم وراحت بخوابيم ياد يه لحظه ياد زلزله زدگان باشيم

ینجا نگاه‌ها یخ می‌زند+ عکس
 
 
 
 
 
 
 
 
 هوای سرد از دیروز به سراغ استان آذربایجان شرقی آمد و دل ما را نیز دوباره لرزاند وقتی به یاد کودکان در مناطق زلزله‌زده افتادیم.
 با وجود تلاش‌های شبانه‌روزی مسئولان در امدادرسانی و انجام اقدامات موثر برای کاهش آلام و درد و رنج مناطق زلزله‌زده و رساندن امکانات به بیش از 550 روستا با بیش از 25 هزار واحد مسکونی که معلوم نیست در هر خانه چند خانوار ساکن هستند، اما همچنان سرما یکه تاز این میدان کار و زار است.

تلفن چندین باز زنگ می‌زند و گوشی را دختر جوانی بر می‌دارد از او سراغ زهرای 8 ساله ساکن در یکی از روستاهای زلزله‌زده را می‌گیریم. می‌گوید خوب است وقتی از حرفهایم می‌فهمند که چقدر دلم می‌خواهد با دختر چشم سیاه و معصوم هم کلام شوم گوشی را به او می‌دهد و او در مقابل سئوال حالت چطور است می‌گوید هوا خیلی سرده و من سر جایم میخکوب می‌شوم و آرزو می‌کنم کاش آنجا بودم و دست‌های کوچک او را آنقدر در دست می‌گرفتم تا گرم گرم شود.

 

 

به سراغ فرماندار ورزقان که همیشه سنگ صبور درد دل‌های ما می‌شود، می‌رویم. وقتی حرف‌های زهرا را به او می‌گوییم می‌گوید باشه مشخصاتش را بدهید برایش کاپش و وسائل گرمایشی می‌فرستم و سعی می‌کنم خودم هم سری به او بزنم.

محرم فروغی درباره وضعیت جوی می‌گوید: به فرمانداری هم اعلام شده که هوایی سرد و کولاکی در پیش رو است.

وی درباره اقداماتی که انجام داده‌اند، می‌افزاید: مخازن ذخیره نفت به تعداد هزار و 100 عدد با ظرفیت 200 هزار لیتری در روستاها توزیع شده و شرکت نفت نیز اقدام به توزیع نفت مورد نیاز در شعب خود کرده تا در اختیار خریداران که روستائیان هستند قرار دهند.

فروغی اضافه می‌کند: براساس برنامه‌ریزی صورت گرفته 3 هزار مخزن نیز در روستاها توزیع می‌شود.

این مسئول در ادامه از کاهش زلزله‌ها و پس لرزه‌های آن خبر داد و گفت: حجم زمین لرزه کاهش محسوسی داشته و در صورت وقوع هم به دلیل پایین بودن قدرت آن زیاد قابل لمس و تاثیرگذار نیست.

مدیرکل هواشناسی آذربایجان‌شرقی نیز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: بررسی آخرین اطلاعات و تحولات جوی حکایت از نفوذ فعالیت بارشی از اواخر فردا به آذربایجان‌شرقی دارد.

شاهرخ حسنعلی‌زاده افزود: ابرناکی، وزش باد گاهی نسبتا شدید، بارش برف و باران از پیامدهای این پدیده جوی خواهد بود که تا اوایل روز دوشنبه هفته آینده ادامه خواهد داشت.

وی در مورد کاهش دمای هوا نیز گفت: شاهد افت دما بین 8 تا 10 درجه همراه با این پدیده خواهیم بود و پیش‌بینی شدت فعالیت این پدیده جوی نیز روز یکشنبه خواهد بود.

حسنعلی‌زاده از احتمال کولاک و یخبندان نیز خبر داد و گفت: پیش‌بینی کولاک و یخبندان به خصوص در مناطق کوهستانی دور از دسترس نیست.

این مقام حوزه هواشناسی در مورد مناطق زلزله‌زده نیز گفت: این مناطق نیز همانند سایر مناطق استان تحت تاثیر ورود این پدیده جوی به آذربایجان شرقی‌ قرار خواهند گرفت.

شاید برای خیلی از ما سرما و یخبندان خوشایند و فصلی از سال باشد که منتظر آن هستیم تا به ورز‌ش‌ها، تفریحات و گردش‌های مجلل زمستانی سرگرم باشیم اما کودکان زلزله‌زده ارسبارانی زمستان را به خاطر سرمایش، به خاطر گل و لایش که راه رفتن را برایشان سخت می‌کند و خانه‌هایش را همشه سرد نگه می‌دارد، دوست ندارند.