فضائل حضرت علي(ع) از منظر آيات و روايات

فضائل حضرت علي(ع) از منظر آيات و روايات

 

 

علي (ع)  شخصيتي مي باشد که بعد از اشرف  مخلوقات عالم حضرت محمد (ص)  کسي داراي  چنين فضل و مقامي نيست و البته بر فضائل  علي (ع) غير از خدا و رسول خدا  و خاصان درگاه  الهي خبر ندارند و درباره حضرت گفته شد  که  مقصود از  آيه ان تعدوا  نعمت الله  لا تحصوها«  اگر نعمتهاي  خدا را بشماريد  نمي توانيد »  فضائل  علي  (ع) مي باشد 

و از  آنجائي  که  علي (ع)  جامع اضداد  و داراي  اخلاق  و سجاياي  متفاوت بودند  تا جائي  که هر کس و هرقوم  و گروهي او را بعنوان بزرگ  طريقت  خود خوانده اند  برآن شده ايم  در اين خلاصه گوشه اي  از فضائل  آن حضرت را از  منظر آيات و روايات  بصورت اختصار  بيان کنيم.  

مقدمه

سخن درباره ي انساني مي باشد  که در مرتبه از  شان و منزلت  قراردارد  که پيغمبر  (ص)  فرمودند  تو نسبت به من مانند هارون پيغمبر  نسبت به موسي کليم  مي باشي ولي بعد از من  پيغمبري  نخواهد آمد. 

سخن در باره انساني مي باشد  که انسانها در قبول او بعنوان يک  انسان دچار  ترديد و  بعضاٌ  دچار  گمراهي  شدند  زيرا  علي را  مافوق  بشر مي دانستند.  بقول شاعر اهل بيت  (ع)  مرحوم شهريار :

  نه بشر توانمش گفت  نه خدا توانمش خواند    متحيرم  چه نامم  شه ملک لافتي را 

سخن درباره  شخصيتي مي باشد  که در وصف  او امام شافعي رهبر فرقه  شافعيه اهل سنت مي گويد:

  قل لي قل في علي مدحا    ذکره  يخمد  ناراً موصده 

  قلت لا اقدر في مدح امرء   ضل ذواللب  الي ان عبده 

   و النبي المصطفي قال لنا    ليله المعراج لما صعده

   وضع الله بکتفي  يده     فاحس  القلب ان قد برده 

   و علي واضع اقدامه    في  محل وضع الله  يده

يعني  :

گفته شد به من بگو در  رابطه با علي مدحي  که ذکر  نام او آتش سوزان را خاموش مي کند گفتم نمي توانم درباره مردي مدح بگويم  که گمراه شدند  صاحبان عقل  و رفتند بسوي پرستش او و حضرت پيامبر  (ص) گفته است براي ما در شب معراج  چون  به آسمان بالا رفتم  قرارداد خداوند دستش را بر دو دوشم  تا اينکه قلب من احساس  آرامش کرد  و حال  اينکه علي (ع)  قرارداد پاهايش رادر جائي که  خداوند  دستش را قرارداده بود. 

قبل از  شروع در کلام  بايد گفت  چنانکه  در خلاصه بيان شد فضائل  علي (ع)  قابل  شمارش نيست  چه به اينکه بشود آنرا شرح  و تفصيل  داد اما از باب  آنچه  همه  آن درک  نمي شود همه آن هم ترک نمي شود ( مالا يدرک  كله لا يترک  کله  )  به گوشه اي از آيات و روايات و سخنان بزرگان در اين زمينه بسنده مي کنيم.

 اما از آيات قرآن  :

1-    از ابن عباس  نقل شده است  هيچ آيه اي  نازل نشده  که در  آن عبارت  ( يا ايها الذين  امنوا) باشد مگر  اينکه علي (ع)  در راس آن و امير آن مي باشد. 

2-     حاکم حسکاني از علماي  بزرگ اهل سنت  در کتاب شواهد التنزيل  آورده است .که 209 آيه در قرآن در شأن  اميرالمومنين  علي (ع)  نازل شده است.

3-     آيه  مباهله که در جريان نپذيرفتن  مسيحيان  کلام رسول  خدا  (ص)  را در رابطه  با حضرت  عيسي  (ع) بوده است امر به  مباهله شدن ( نفرين )  که خداوند فرمود به پيغمبر که بگو  ما فرزندان خود را مي آوريم و شما نيز فرزندان  خود را بياوريد  و ما زنان خود را مي آوريم و شما زنان خود را بياوريد  و ما جانهاي  خود را مي آوريم و شما جانهاي  خود را بياوريد سپس نفرين مي کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم به اقرار همه مورخين  پيامبر غير از علي(ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسين (ع) کسي را با خود به صحرا نبرده بود. 

4-     ابن عباس  گفته است  از پيامبر  سئوال کردم  : از  قول خداوند از  آيه مبارکه سوره  واقعه  که مي گويد سبقت  گيرندگان  آنها مقرب  درگاه الهي هستند و د ر بهشت  پرنعمت چه کساني هستند ؟  پيامبر  فرمودند: گفته است بمن جبرئيل  (ع) :  آن علي و شيعيان علي سبقت گيرندگان  به بهشت هستند و نزديکان به خدا هستند بواسطه کرامتي که براي  آنها مي باشد. 

5-     درباره آيه مبارکه  مي گويد  آيا کسي که داراي  شاهدي از  طرف  پروردگارش  مي باشد ...) گفته است  ابن عباس  که او علي (ع) بوده که براي  نبي  (ص) شهادت داده و او با پيغمبر بوده است. 

6-    درباره ي آيه  مبارکه خداوند مي فرمايد:  ( بدرستي  کساني  ايمان  آوردند و عمل صالح انجام دادند بزودي قرار مي دهد پروردگار  رحمن براي  آنها دوستي ) گفته است ابن عباس  او علي بن ابيطالب است و در  همين زمينه زيد بن علي  از پدران خود از علي (ع) نقل کرده است که حضرت فرمودند  :  مردي مرا ملاقات کرد و گفت اي  ابا الحسن  بخدا قسم من تو را دوست دارم ، پس  برگشتم  به سوي رسول خدا  (ص)  و خبر دادم او را به سخن آن مرد پس گفت : شايد کار خوبي براي  او انجام دادي ؟ گفت :  بخدا هيچ کار خوبي براي او انجام ندادم، پس  گفت  پيغمبر  خدا (ص)  شکر خدا که قلبهاي مومنين را به سوي  تو به دوستي قرارداد  پس در اين هنگام  آيه ذکر شده  بالا در شأن  اميرالمومنين (ع) نازل گرديد 

7-     درباره ي آيه شريفه  :  من المومنين  رجال  صدقوا ماعاهدواالله عليه  فمنهم من قضي  نحبه  و منهم  من ينتظر و مابدلوا تبديلا  سئوال شد ، گفته شد اين آيه از  جهت  کساني که  به وظيفه عمل کردن  يعني  عبيده و حمزه  و ياران آنها بودند  که به وعده خود وفا کردند  و به دشمن پشت نکردند  و بشهادت رسيدند  و مقصود از من ينتظر  علي بن ابي طالب  (ع) مي باشد که جهاد را انجام داد  و راه و روش او  تغيير نکرد  و در  حال  طي  مسير  انتظار  شهادت مي کشيد. 

اما از روايات  :

1-  از مناقب خوارزمي  از مجاهد از ابن عباس  گفت:  پيغمبر  (ص) فرمودند  : اگر تمام درختان قلم بشوند و همه درياها  مرکب  و اجنه حساب کننده  باشند و انسانها نويسنده نمي توانند فضائل  علي (ع) را بشماره  در بياورند . 

2-   و در روايتي  ديگر پيامبر  (ص) فرمودند  : خداوند براي  برادرم  علي (ع)  انقدر  فضيلت  قرارداده است  که قابل  شمارش نيست. 

3-   راوي مي گويد  بمن خبر داد سيد حافظ ابومنصور  شهرداربن  شيرويه  پسر شهردار ديلمي  همداني  مرفوع به سلمان  از پيغمبر  (ص) که  گفت  : داناترين امتم  بعد از من علي بن ابي طالب است

4-   از عبدالله بن  مسعود گفت  : رسول خدا  (ص) فرمودند  : تقسيم شده  حکمت به ده قسم و داده شده  به علي (ع)نه قسم  و بسيار  مردم يک جزء .

5- و روايت کرده بيهقي  در  کتابش بنام فضائل  صحابه که پيامبر(ص) فرمودند  : کسي  که بخواهد  نگاه کند به آدم در علمش و به نوح  در تقوايش  و به ابراهيم درحلمش  و به موسي  در هيبتش  و به عيسي در  عبادتش  پس  نگاه کند به علي بن ابي طالب  (ع)  پس بتحقيق ثابت شده  براي  علي  (ع)  آنچه که ثابت شده  براي  آنها  از اين صفات پسنديده  و چمع شده دراو آنچه بصورت متفرق در ديگران  قرار دارد  .

   ترکت  فيک المني  مفرقه   انت منها بمجمع الطرق

آنچه خوبان همه دارند  تو يک جا داري 

6-   نقل کرده قاضي امام ابو محمد حسين بن مسعود از انس از پيامبر  (ص)  چون اختصاص  داده رسول خدا  (ص)  هر يک از  يارانش را  به فضيلتي  اختصاص داده علي  (ع)رابعلم  قضاء و گفته :  قاضي ترين  آنها  علي است و مفهوم  اين حديث اين است  که  انواع علم براي علي (ع) جمع شده  چون  آنچه براي ديگران  بيان فرمودند نياز به علم  حضرت علي (ع) ندارد ولي قضاوت  چنين نيست  پيامبر (ص)  فرمودند واجب دان آنها زيد بن ثابت  ، و  قاري ترين ابي  و  آگاهترين از  اصحاب به حلال و حرام  معاذ بن  جبل و  هيچ يک  از اينها به علم قضا نياز ندارد ولي علم قضاء به تمام اينها نياز دارد.

7-    از مناقب  ابن مغازلي از ابي هريره گفت  :  نماز  خواند باما رسول خدا  (ص) نماز صبح را  سپس گفت  :  آيا مي دانيد  چه چيز  نازل شده  با جبرئيل  ؟  گفتيم  : خدا و رسولش  بهتر مي دانند ،  سپس  گفت  : فرود آمد جبرئيل  (ع) و گفت  اي محمد بدرستيکه  خداوند کاشت ني را در بهشت  که يک سوم  آن از ياقوت قرمز است  و يک سوم آن زبرجد سبز  و يک سوم آن لولوي  تازه و زده است بر اين ني  طاقهائي  و قرارداده  ما بين اين طاقها  خانه هايي  و قرارداده در هر خانه درختي  و قرارداده ميوه آنها را حور العين  .... مردي بلند شد و گفت  : 

اي رسول خدا براي  چه کسي  مي باشد آن چيز ؟  گفت  : کسي  که دوست دارد  به آن برسد  پس  بچسبد بحب  علي بن ابي طالب  (ع) 

8-    از کفايت  الطالب  از انس  گفت :  فرمود  پيغمبر  (ص) مرور کردم  در شبي که بر ده شدم  به آسمان به ملکي  که نشسته بود  بر منبري از  نور و ملائکه دور او حلقه زده بودند و گفتم اي  جبرئيل چه کسي است اين ملک  ؟  گفت  : نزديک شو و بر او سلام کن :  پس من نزديک او شدم و بر او سلام کردم .  ديدم  برادرم و پسر عمويم  علي بن ابي طالب  (ع) است گفتم  : اي  جبرئيل آيا علي در رسيدن به آسمان چهارم  بر من  سبقت گرفته است؟  پس  گفت بمن  :  نه يا محمد  (ص)  ولي شکايت کردن  ملائکه به خداوند از  علاقه شان به علي  (ع) پس خلق کرد  خداوند اين ملک را از نوري  بصورت علي  و ملائکه زيارت مي کنند او را در هر شب  جمعه و روز  جمعه هفتاد هزار  مرتبه و خدا را تسبيح  مي کنند و ثواب  آنرا  هديه  مي کنند براي محبين علي  (ع) .

9- جعفر بن محمد  عليهما السلام  گفت : زماني  که قيامت مي شو د منادي از ميان عرش  صدا مي زند  کجاست  جانشين  خدا در  زمين ؟  پس  بلند مي شود داود نبي  (ع)  پس ندا مي  آيد  از طرف خدا : مقصود  ما تو نبودي  و اگر  چه تو خليفه خدا  در زمين بودي  پس  مناد ي صدا بزند  کجاست  خليفه خدا در روي زمين  پس  بلند مي شود  اميرالمومنين  علي (ع) پس صدا مي آيد از طرف  خداوند  : اي اهل محشر اين  علي بن ابي طالب  خليفه من در زمين و حجتم  بر بندگان است  پس کسي بچسبد به ريسمان او  در دنيا  پس همراه او خواهد بود و از نور  او روشنايي  مي گيرد و دنبال او  به درجات  بالاي  جنت  مي رود.

10- نقل شده ازمناقب براي امام ابن مويه خوارزمي از ابي ليلي  گفت  : فرمود : رسول خدا  (ص)فرمود بعد از من فتنه  خواهد بود پس در  آن  زمان ملازم  علي بن ابي  طالب  شويد،  چون علي جدا کننده بين حق و باطل مي باشد

11- روايت كردند بزرگان قوم از آنهاعلامه قندوزي متوفي  1293 در کتاب  ينابيع الموده   ص  86 چاپ استامبول  و حاکم  نيشابوري  متوفي  405 در مستدرک جلد  3 ص 136 چاپ  حيدرآباد و ديگر از بزرگان  که پيغمبر (ص) فرمودند: اي  علي  تو قسمت کننده بهشت و جهنمي  و تو مي کوبي درب بهشت را و داخل  آن مي شوي بدون  حساب  . 

12-  روايت کردند  جماعتي از  بزرگان قوم که از  آنها ابن عبدالبر در  النهايه  ج 3 ص 282 و علامه  حمويني  در فرائد  السمطين  و حافظ  ابن کثير  قريشي  متوفي  سنه  766 در کتاب بدايه و نهايه  ص 355 ج 7 چاپ مصر  .  پيامبر (ص)  فرمودند :  اي علي  تو قسمت کننده  بهشت و جهنمي  ،  حمل کننده  پرچم  بزرگ،  صاحب پرچم  رسول خدا در دنيا و آخرت مي باشي ... حمل  کننده پرچم  حمد تو هستي  ، و تو اول  کسي هستي  که به صدا در مي آوري درب  بهشت را .

13- و از مناقب  ابن مردويه از عبدالرحمان  بن سعيد  گفت :  با پيامبر (ص)  نشسته بوديم که  علي (ع)  بر ما  گذشت  سپس  گفت :  پيامبر  (ص) حق  با اين مرد مي باشد.

14- گفت ابن عباس :  بتحقيق  علي  ممتاز بود  از  همگان  به خاطر  دامادي  رسول خدا  (ص)  و داشتن عشيره  و بذل مال به بينوايان  و علم به تفسير و فقه .

حاکم  نيشابوري از ابن عباس  آورده است  که گفت :  علي  (ع)  را چهار امتياز است  که احدي را در آن بهره اي  نيست  

1-   او نخستين کسي از عرب و  عجم است که با رسول خدا  نماز خواند  .

2-  او تنها کسي است  که در همه  جنگها  پرچم  رسول خدا  (ص)  را در دست داشت .

3-   او تنها کسي است  که در جنگ  احد که روزي  بسيار  خطرناک بود ، استقامت  کرد. 

4-   او تنها کسي است  که رسول خدا  (ص) را غسل داد  و کفن کرد و در آرامگاه  خود قرارداد. 

9- ابن عباس گفت :  وقتي رسول خدا ميان اصحاب خود مهاجرين و انصار  دو به دو برادري  برقرارکرد  ميان علي  (ع)  و هيچ يک از صحابه برادري  برقرار نکرد او از اين معني  ناراحت شده با ناراحتي  به لب  جوي  آبي رفته دست خود را زير سرش  گذاشت و دراز  کشيده  اتفاقاً آن روز  باد مي وزيد  و گرد و غبار  زيادي  برآن حضرت بيفشاند  در اين ميان رسول خدا  (ص) به جستجوي او برخاست و هنگامي  که او را در آن حال  ديد  با پاي  خود بيدارش  کرده و فرمود:  برخيز که هيچ  کنيه اي براي تو شايسته تر  از ابوتراب  نيست ،  يا علي از من  ناراحت شدي  که ميان  مهاجر  و انصار برادري  افکندم و تو را با  احدي برادر  ننمودم. آيا راضي نيستي که نسبت به من به منزله ي هارون  نسبت به موسي باشي ؟  با اين تفاوت  که بعد از  من ديگر  پيغمبري  مبعوث نخواهدشد؟ يا علي  آگاه باش  که هر کس ترا دوست داشته باشد ، امنيت و ايمان او را در بر مي گيرد و کسي که به  دشمني تو برخيز و خدا او را به مرگ  جاهليت  مي ميراند و به علمش  در اسلام محاسبه شود

عمرو بن  ميمون روايت کرده که گفت :  روزي با ابن عباس بودم که هفت گروه نزد وي آمدند و گفتند يا اينجا را براي ما خلوت کن و يا با ما برخيز تا به جاي  خلوتي برويم.  ابن عباس گفت  من با شما مي آيم . راوي مي گويد  :  آن وقتها  هنوز ابن عباس نابينا  نشده بود  در گوشه اي با هم  به گفتگو پرداختند  و من ندانستم  چه  گفتند  ، ناگهان  ابن عباس در حالي  که از شدت عصبانيت   لباس  خود را تکان مي داد، به طرف ما آمد و  گفت  اف ، تف بر اينها باد به مردي ناسزا  مي گويند که به ده امتياز نائل آمده است. 

1-     رسول خدا  در روز  خيبر درباره ي او چنين فرمود : 

فردا مردي را به جنگ  خواهم فرستاد  که خدا هرگز  خوارش نکرده است  ، خدا و رسول  را دوست مي دارد  . آن روز عده اي  گردن کشيدند  که شايد آنان را براي اين کار در نظر گرفته باشد ولي او سراغ علي (ع)  را مي گرفت  گفتند او در رحل  خود  آسياب مي کند فرمود :  چرا يکي  از شما  اين کار را به عهده  نگرفته است.  آنگاه علي  (ع) آمد در حالي که از درد چشم  رنج مي برد .  به طوري  که گويا  هيچ جا را نمي بيند، رسول خدا  در چشمان او دميد  و  سپس  لواي جنگ را به دست او داد  و آن حضرت به سوي  قلعه رفت و پيروزي به دست او فراهم آمد و صفيه  دختر  حي را به اسيري گرفت. 

  2-  فلاني ( ابوبکر ) را به مکه  فرستاد تا سوره توبه را  براي اهل مکه  قرائت کند و بعد علي  (ع)  را از پي او فرستاد  تا سوره را از  بگيرد و  خود پيام را به اهل  مکه برساند آنگاه  فرمود : «لا يذهب  بها الا رجل  مني و انا منه » « اين سوره  را جز من  و يا کسي  که من از او و او از من است نبايد ببرد. » 

3-   به پسر  عموهايش  فرمود:  کدام يک از شما حاضريد  در دنيا و آخرت  با من موالات  کنيد ؟  علي  (ع)  که در  آن گردهمايي  حضور داشت  . تنها کسي بود  که  سخن رسول خدا  (ص) را  اجابت کرد و گفت  : من در دنيا  و آخرت  با تو موالات مي کنم رسول خدا  (ص)  فرمود ي «انت ولي في الدنيا و الاخر » « تو در دنيا  و آخرت ولي  مني  » و اين جريان را دوبار ديگر تکرار کرد. 

4- « و کان اول من اسلم من الناس  بعد خديجه» او  بعد از خديجه  اولين کسي بود که ايمان آورد. 

5- رسول خدا (ص) جامه ي خود را روي علي  و فاطمه و  حسنين  انداختند و فرمودند: « انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس  اهل البيت  و يطهرکم  تطهيرا  اين است و جز اين نيست  که خداوند اراده کرده است هر گونه ناپاکي  را از شما اهل بيت  دور کند و پاک  کند شما را يک نوع  پاک کردني»  

6-  او بود که با فداکاري  شايان تحسين در بستر  رسول خدا (ص) خوابيده پس ابوبکر آمد و خيال  کرد که او رسول  خدا (ص)  است  خطاب به وي گفت  :  يا نبي الله  علي  (ع)  به او گفت  : پيغمبر  خدا  به طرف چاه ميمون تشريف بردند او را درياب  ،  ابوبکر حرکت کرد  و در غار به  آن حضرت رسيد. 

7-  او کسي بود  که به وي سنگ انداختند  همان گونه که به رسول خدا  (ص)  سنگ مي انداختند . 

8- هنگامي  که رسول خدا (ص)  عازم جنگ  تبوک بود،  به عرض او رسانيدند :  آيا  اجازه مي دهيد من نيز  در  جنگ  شرکت نمايم  ؟  رسول خدا  (ص)  فرمودند  نه ، پس علي  بگريست و  آن حضرت فرمود :  انت ولي في  کل مومن بعدي :  تو پس از  من ولي کليه  مومنان هستي . 

9-    دستور داد  تمامي در هائي  را که  اصحاب  به مسجد گشوده بودند ،  ببندند جزدر خانه  علي  (ع) ؛

10-  او کسي است  که رسول خدا (ص)  درباره اش فرمود: 

« من کنت مولاه فان  مولاه علي » «هر  که من مولاي  اوبودم علي  هم مولاي اوست »

گذشته  از اينها علي (ع) از اصحاب بيعت  رضوان بود  که خداوند در  قرآن از رضايت خود  نسبت به آن خبر داده است  چون به آنچه آنان در دل دارند  ، آگاه است  ، آيا بعد از اين  جريان  از علي  (ع)  خلافي ديده شده تا روشن شود  که آن رضاي خداوندي نسبت به  وي منتفي شده است؟

11- عبدالله بن عباس از  معاويه اجازه دخول خواست  در حالي  که  بزرگان  قريش  پيش  او حضور داشتند سعد بن  العاص  طرف راست او نشسته بود ، همين  که چشمش  به ابن عباس افتاد که مي آيد رو به سعد کرد گفت  : بخدا سوگند  مسائلي  پيش پاي  ابن عباس خواهم  گذاشت  که مطمئناً از جوابش  عاجز خواهد بود  سعد در پاسخ  او گفت  : 

مثل ابن عباس هرگز  از پاسخ باز نمي ماند ، همين که ابن  عباس  در جاي  خود قرار گرفت  ،  معاويه از حال  جماعتي  از شخصيت هاي عرب  جويا شد که هيثمي نامشان را  آورده است  ،  سپس پرسيد  در حق  علي بن ابي طالب  چه مي گوئي  ؟ گفت  :  خدا بيامرزد  ابوالحسن  را به خدا که او پرچم  هدايت و قرارگاه  تقوي  و  گنجينه ي عقل ؛ و کوه به فلک  کشيده و استوار  عقل و انديشه و چراغ راه شبروان  در تاريکيهاي شبانگاهان  بود او دعوت کننده  شاهراه عظيم هدايت و دانا و رازها  و معارف کتابهاي  آسماني  گذشته و اقدام کننده به تاويل قرآن و آموزنده ي اسرار آن و قائم  به تاويل  و ذکري بود او از ستم و اذيت  ديگران سخت دوري مي جست و از راه ها  و روشهاي  پستي و نابودي  کناره مي گرفت. 

بهترين  فردي بود که ايمان  آورد و  بهترين فردي بود  که حج و سعي کرد ؛ ابن عباس  همچنان  به ذکر  فضائل علي ادامه  داد تا آنجا  که گفت  او پدر سبطين ( حسنين)  بود که  عالم  مثل او به خود نديد و تا روز قيامت هم نخواهد ديد.

پیامک شب قدر

پیامک های شبهای قدر

انیس قلب خود تنها خدا کن / خدا را در دل شبها صدا کن

ز خوف حق چو اشکی را چکاندی / به حال این رفیقت هم دعا کن . . .

.

.


.

بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را ، با بوسه از لب پسر افطار می کند . . .

.

.

.

در امشب که سالگرد ۱۰۵۵ مین سال تاسیس مسجد جمکران است، کنار حرم آن حضرت

دعا گویم. شبهای احیاء یادت نره ما رو دعا کنی . . .

.

.

.

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی / شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم / سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی . . .

.

.

.

خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه

امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود . . .

.

.

.

تقدیری سراسر خیر ، برکت ، خرسندی ، سلامت ، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت

توشه شب قدرتان باد . . .

.

.

.

به فرق نازنینش کی اثر می کرد شمشیر / یقینا ابن ملجم وقت ضربت یا علی گفت . . .

(با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم.)

.

.

.

شب قدر سرنوشت یکسال ما تعیین می شود. این شبها را از دست ندهیم

برای تعجل فرج دعا کنیم . . .

.

.

.

شنیدم عاشقی مستانه می گفت :

اگر آتش به زیر پوست داری / نسوزی گر علی را دوست داری . . .

چشم ما و عنایت حیدر، دست ما و کرامت حیدر. یا علی(ع)

.

.

.

فرشته ها برای آزادی انسانها از دستان شیطان و بخشش معاصی وبردن آنها به ملکوت

مسابقه داده و منتظر ندای بنده های خدا هستند. اللهم لبیک. مرا دعا کنید . . .

.

.

.

دعا بدون علی قابل اجابت نیست، که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی- بزن تو دست

توسل به دامن مولا، که درد جامعه را بهترین دواست علی(ع.)

.

.

.

خورشید چراغکی ز رخساره علی ست، مه نقطه کوچکی ز پرگار علی ست- هرکس که

فرستد به محمد(ص) صلوات، همسایه دیوار به دیوار علی ست . . .

.

.

.

تاراج دل به تیغ دو ابروی دلبر است، مستی قلب عاشقم از جام کوثر است. . .

.

.

.

بر سر در بهشت خدا حک شده چنین، بختش بلند هر که گرفتار حیدر است . . .

.

.

.

شب قدر است و من قدری ندارم، چه سازم توشه قبری ندارم . . .

.

.

.

مبادا لیله القدرت سرآید، گنه بر نالم ام افزون تر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد، ولی این بنده ات سامان نگیرد . . .

.

.

.

دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)، یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)

وقتی که شکافت فرق او در محراب، گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)

.

.

.

از ذکر علی مدد گرفتیم، آن چیز که می شود گرفتیم

از بوته آزمایش عشق، از نمره بیست صد گرفتیم . . .

.

.

.

خداوند فراموشی را آفرید، تا غیر او را فراموش کنیم . . .

.

.

.

پرده از اسرار عالم باز شد، یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

خدایا قدر ما را به قدر مولا علی نزدیک فرما . . .

.

.

.

ای آنکه تویی ز سوز جانم آگاه

به درگهت آورده ام از غصه پناه

رسم است که تفحه ای بر دوست دهند

این تحفه ماست کوله باری ز گناه . . .

.

.

.

در میکده گشودند، خدایا مپسند، که درین بزم و طرب ما، سوی تقوا نرویم.

سزاوارترین مردم به احترام کسانی هستند که به تادیب خود می کوشند . . .

.

.

نهج البلاغه: آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه

دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است . . .

.

.

.

در حریم کبریایی به کریم اهل بیت(ع) توسل بجویید. انشاءالله حاجت رواست . . .

.

.

.

امام حسن(ع) فرمودند: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است.

تا خدا هست و خدایی می کند، مجتبی مشکل گشایی می کند . .

اعمال شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان

اعمال شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان

اعمال مشترك شبهاى قدر

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است: اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،
خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت
وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،
و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ
خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه
عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا
خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم
اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ
از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى
قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما
خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه
وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،
بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ
و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست
الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]
خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از
لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،
احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد
فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ
چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا
نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *
در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

 

اعمال شب بيست و سوم

شب بيست و سيّم در هَدِيّة الزَّائر ذكر شده از دو شب قدر سابق افضل است و از احاديث بسيار مُستَفاد مى شود كه شب قدر همين است و در اين شب جميع امور بر وفق حكمت مقدّر مى گردد و از براى اين شب غير از اعمالى كه با دو شب سابق شريكست چند عمل ديگر است اوّل خواندن سوره عنكبوت و رُوم كه حضرت صادق عليه السلام قَسم ياد فرموده كه خواننده اين دو سوره در اين شب از اهل بهشت است دوّم خواندن حم دُخان سيّم خواندن سوره قَدر هزار مرتبه چهارم آنكه تكرار كند در اين شب بلكه در تمام اوقات اين دعا را اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ «الخ» و ذكر آن در ضمن ادعيه شبهاى دهه آخر بعد از دعاء شب بيست و سيّم گذشت پنجم بخواند:

اَللّهُمَّ امْدُدْ لى فى عُمْرى ، وَاَوْسِعْ لى فى رِزْقى ،
خدايا دراز كن عمرم را و فراخ كن روزيم را
وَاَصِحَّ لى جِسْمى ، وَبَلِّغْنى اَمَلى ، وَاِنْ كُنْتُ مِنَ الْأَشْقِيآءِ فَاْمحُنى
و سالم گردان تنم را و برسانم به آرزويم و اگر در زمره بدبختان هستم تو نامم را از
مِنَ الْأَشْقِيآءِ وَاْكتُبْنى مِنَ السُّعَدآءِ، فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ
سلك آنان پاك كن و در زمره سعادتمندانم ثبت كن زيرا تو خودت در كتابى كه
عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ، يَمْحُو اللَّهُ ما يَشآءُ وَيُثْبِتُ، وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ.
بر پيامبر مرسلت صلى الله عليه وآله نازل فرمودى چنين گفتى: «خدا هر چه خواهد محو مى كند و ثبت مى كند و نزد او است اصل كتاب»

ششم بخواند:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَفيما
خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و
تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ، وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكيمِ، فى لَيْلَةِ
مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا كنى از دستور حكيمانه ات در شب
الْقَدْرِ مِنَ الْقَضآءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجَّاجِ
قدر از آن حكمى كه بازگشت ندارد و تغيير پذير نيست كه بنويسى مرا از حاجيان
بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذَا، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ،
خانه محترم كعبه ات در همين امسال آنانكه حجشان مقبول و سعيشان
الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ فيما تَقْضى
مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما در آنچه
وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى ، وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى .
حكم كرده و مقدر فرموده اى كه عمرم را طولانى كنى و در روزيم وسعت دهى.

هفتم بخواند اين دعا را كه در اقبال است:

يا باطِناً فى ظُهُورِهِ، وَيا ظاهِراً فى بُطُونِهِ وَيا باطِناً لَيْسَ
اى كه نهان است در عين آشكاريش و اى كه آشكار است در عين نهانيش و اى نهانى كه در
يَخْفى ، وَيا ظاهِراً لَيْسَ يُرى ، يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ.
خفا نيستى و اى آشكارى كه ديده نشوى اى كه توصيفت كنند ولى هيچ وصفى به كنه ذات تو نرسد
مَوْصُوفٌ، وَلا حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَيا غآئِباً غَيْرَ مَفْقُودٍ، وَيا شاهِداً غَيْرَ
و هيچ حدى محدودت نكند و اى كه پيدائى ولى گم نشده اى و اى كه حاضرى ولى مشهود
مَشْهُودٍ، يُطْلَبُ فَيُصابُ، وَلَمْ يَخْلُ مِنْهُ السَّمواتُ وَالْأَرْضُ
نشوى تو را طلب كنند و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نيست آسمانها و زمين
وَمابَيْنَهُما طَرْفَةَ عَيْنٍ، لا يُدْرَكُ بِكَيْفٍ، وَلا يُؤَيَّنُ بِاَيْنٍ، وَلا بِحَيْثٍ،
و مابين آندو يك چشم برهم زدن، به چگونگى در نيائى و به جائى و سوئى اندر نشوى
اَنْتَ نُورُ النُّورِ، وَرَبُّ الْأَرْبابِ، اَحَطْتَ بِجَميعِ الْأُمُورِ، سُبْحانَ مَنْ
توئى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران به تمام امور احاطه دارى منزه خدائى كه
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ، وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هكَذا، وَلا هكَذا غَيْرُهُ
نيست مانندش چيزى و او است شنواى بينا منزه است آنكه او چنين است و جز او ديگرى چنين نخواهد بود.

پس دعا مى كنى بدانچه بخواهى. هشتم آنكه غير از غسل اوّل شب غسلى نيز در آخر شب كند و بدانكه از براى غسل و احياء اين شب و زيارت امام حسين عليه السلام و صد ركعت نماز فضيلت بسيار و تأكيد شده شيخ در تهذيب روايت كرده از ابوبصير از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود در شبى كه اميد مى رود شب قَدر باشد صد ركعت نماز كن و بخوان در هر ركعت قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ را ده مرتبه گفتم فدايت شوم اگر قوّت نداشته باشم ايستاده بجا آورم فرمود نشسته بجا آور گفتم اگر قوّت نداشته باشم نشسته بجا آورم فرمود بجا آور به همان حالى كه به قفا خفته اى در فراش خود و از دعائم الاسلام روايتست كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در دهه آخر ماه رمضان رختخواب خود را جمع مى كرد و كمر خود را محكم مى بست براى عبادت و در شب بيست و سيّم اهل خود را بيدار مى كرد و آنها را كه خواب رُبُوده بود آب بصورتشان مى پاچيد و حضرت فاطمه صلوات الله عليها نمى گذاشت در اين شب احدى از اهلش بخوابد و علاج مى فرمود خواب آنها را به كمى طعام و مهيّا مى كرد آنها را براى احياء آن شب از روز يعنى امر مى فرمود كه روز را خواب و استراحت كنند كه شب خوابشان نبرد و احيا بدارند و مى فرمود محروم كسى است كه از خير امشب محروم بماند و روايت شده كه حضرت صادق عليه السلام سخت مريض شده بود چون شب بيست و سيّم ماه رمضان شد موالى خود را امر فرمود كه حركتش دادند به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود تا به صبح علامه مجلسى(ره) فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخواند و دعاهاى صحيفه كامله را بخواند خصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سَر آورد زيرا كه در احاديث معتبره وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است

اعمال شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان

اعمال شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان

اعمال مشترك شبهاى قدر

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است: اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،
خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت
وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،
و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ
خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه
عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا
خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم
اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ
از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى
قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما
خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه
وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،
بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ
و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست
الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]
خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از
لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،
احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد
فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ
چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا
نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *
در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

 

اعمال شب بيست و يكم

كفعمى از سيد بن باقى نقل كرده كه در شب بيست و يكم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ، وَهُدىً
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدايتى
تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ، وَقُوَّةً
به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نيرويى
تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً
به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا
تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ، وَعافِيَةً
از هر پستى بلند كنى و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله مرا از
تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بَلاءٍ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ، وَيَقيناً تُذْهِبُ
هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله
بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الْإِجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى
هر شك و ترديدى را از من دور سازى و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در
هذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ يا كَريمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ
همين ساعت ... ... ... ... اى بزرگوار و ترسى به من بده كه
كُلَّ رَحْمَةٍ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها
هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود
عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان.

و روايت شده كه در شب بيست و يكم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد حضرت سؤال كرد كه غسل كرده اى عرض كرد بلى فدايت شوم پس حضرت حصيرى طلبيد و حمّاد را نزديك خود طلبيد و مشغول نماز شد و پيوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نيز خود را به آن حضرت چسبانيده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خويش فارغ شدند پس آن حضرت دعا كرد و حمّاد آمين گفت تا صبح طلوع كرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اوّل حمد و قدر و در دويّم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تحميد و تقديس و ثناى بر خدا و صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و دعا براى مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار يك ساعت بجز نفس چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعا را خواند لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْاَبْصارِ تا آخر دعا كه در اقبالست و شيخ كلينى روايت كرده كه حضرت باقرعليه السلام در شب بيست و يكم و بيست و سيّم دعا مى خواند تا نيمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانكه در هر شب از شبهاى اين دهه غسل مستحب است و روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در هر شب اين دهه غسل مى كرد و اعتكاف در اين دهه مستحب است و فضيلت بسيار دارد و افضل اوقات اعتكاف است و روايت شده كه مقابل دو حجّ و دو عمره است:
وَكانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: اِذا كانَ الْعَشْرُ الْأَواخِرَ، اعْتَكَفَ فِى الْمَسْجِدِ، وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْميزَرَ، وَطَوى فِراشَهُ.
رسم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه چون دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتكف مى شد و چادرى موئين برايش مى زدند و كمر را محكم مى بست و بستر خواب را جمع مى كرد.
و بدانكه در اين شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و در اين شب تجديد مى شود احزان آل محمّد عليهم السلام و اشياع ايشان و روايت شده كه در آن شب مانند شب شهادت امام حسين عليه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمين مگر آنكه در زير آن خون تازه بود شيخ مفيد فرموده كه در اين شب صلوات بسيار بفرستد و سعى و كوشش كند در نفرين بر ظالمان آل محمدعليهم السلام و لعن بر قاتل اميرالمؤمنين عليه السلام روز بيست و يكم روز قتل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و مناسبست زيارت آن جناب و كلمات حضرت خضرعليه السلام كه به منزله زيارت آن حضرتست در اين روز.

اعمال شب نوزدهم ماه مبارك رمضان

اعمال شب نوزدهم ماه مبارك رمضان

اعمال مشترك شبهاى قدر

شب نوزدهم، اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است: اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،
خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت
وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،
و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ
خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه
عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا
خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم
اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ
از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى
قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما
خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه
وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،
بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب
وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ
و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست
الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]
خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از
لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،
احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد
فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ
چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا
نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *
در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

 

اعمال شب نوزدهم

و امّا دويّم يعنى اعمال مخصوصه اين شبها پس اعمال شب نوزدهم چند چيز است اوّل صد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللَّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ دويّم صد مرتبه اَللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ سيّم بخواند دعاء يا ذَاالَّذى كانَ را كه در قسم چهارم گذشت. چهارم بخواند:

اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ،
خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى
وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الحَكيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ، وَفِى الْقَضآءِ الَّذى لا
و در آنچه جدا كنى از فرمان حكيمانه ات در شب قدر و در آن قضا و قدرى كه برگشت و
يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ، اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ،
تغيير و تبديلى ندارد كه نام مرا در زمره حاجيان خانه محترمت (كعبه) بنويسى آنان كه حجشان
الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ، وَاجْعَلْ
مقبول و سعيشان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و كردار بدشان بخشوده شده است و قرار ده
فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ، اَنْ تُطيلَ عُمْرى ، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى،
در آنچه مقدر فرموده اى كه عمر مرا طولانى كرده و روزيم را وسيع گردانى
وَتَفْعَلَ بى كَذا وَكَذا، و به جاى اين كلمه حاجت خود را ذكر كند

ولادت باسعادت کريم اهل بيت، امام حسن مجتبي (علیه السلام) مبارک.

در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)

                                دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)

 نومید نگردد کسی از درگه او

                                   زیرا که کریم اهل بیت است حسن(ع)