توبه نامه یه شهید 13 ساله كاش همه مسولين نظام سرلوحه خودشون قراربدن كاش
خاطراتی از شهید زین الدین
شهید زینالدین در 18 مهر سال 1338 ش، در خانوادهای مذهبی در شهر تهران، در خیابان ری دیده به جهان گشود. پدر و مادرش که از معارف اهلبیت برخوردار بودند، اسمش را «مهدی» نهادند. پدر شهید زینالدین از فعّالان مذهبی و سیاسی زمان خود بود که بارها به خاطر فعالیت سیاسی، تبعید و در شهرهای مختلف کشور، طعم تلخ زندان رژیم طاغوت را چشیده بود. مادر آن شهید نیز از مربیان قرآن و اشاعه دهندگان معارف اهلبیت علیهمالسلام به شمار میرود.
خاطراتی از شهید زین الدین
پسرک کیفش را انداخته روی دوشش. کفش ها را هم پایش کرده. مادر دولا می
شود که بند کفش را بندد. پاهای کوچک، یک قدم عقب می روند. انگشت های کوچک
گره شلی به بند ها می زنند و پسرک می دود از در بیرون.
2) توی ظل
گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند. توی کوچه ی هجده متری. تیم
مهدی یک گل عقب است. عرق از سر و صورت بجه ها می ریزد. چیزی نمانده ببازند.
اوت آخر است. مادر می آید روی تراس «مهدی! آقا مهدی! برای ناهار نون
نداریم ها برو از سرکوچه دو تا نون بگیر.» توپ زیر پایش می ایستد. بچه ها
منتظرند. توپ را می اندازد طرفشان و می دود سر کوچه.
3) نماینده ی
حزب رستاخیز می آید توی دبیرستان. با یک دفتر بزرگ سیاه. همه ی بچه ها باید
اسم بنویسند. چون و چرا هم ندارد. لیست را که می گذارند جلوی مدیر، جای یک
نفر خالی است؛ شاگرد اول مدرسه. اخراجش که می کنند، مجبور می شود رشته اش
را عوض کند. در خرم آباد، فقط همان دبیرستان رشته ی ریاضی داشت. رفت تجربی.
4)
قبل انقلاب، دم مغازه ی کتاب فروشیمان، یک پاسبان ثابت گذاشته بودند که
نکند کتاب های ممنوعه بفروشیم. عصرها، گاهی برای چای خوردن می آمد توی
مغازه و کم کم با مهدی رفیق شده بود. سبیل کلفت و از بناگوش در رفته ای هم
داشت. یک شب، حدود ساعت ده. داشتیم مغازه را می بستیم که سر و کله اش پیدا
شد. رو کرد به مهدی و گفت «ببینم، اگر تو ولی عهد بودی، به من چه دستوری می
دادی؟» مهدی کمی نگاهش کرد و گفت:«حالت خوبه؟ این وقت شب سؤال پیدا کرده
ای بپرسی؟» باز هم پاسبان اصرار کرد که «بگو چه دستوری می دادی؟» آخر سر
مهدی گفت:«دستور می دادم سبیلتو بزنی.» همان شب در خانه را زدند. وقتی
رفتیم دم در، دیدیم همان پاسبان خودمان است. به مهدی گفت:«خوب شد قربان؟»
نصف شبی رفته بود سلمانی محل را بیدار کرده بود تا سبیلش را بزند. مهدی گفت
«اگر می دانستم این قدر مطیعی، دستور مهم تری می دادم.»
5) قبل از
دست گیری من، برای چند دانشگاه فرانسه، تقاضای پذیرش فرستاده بود. همه
جوابشان مثبت بود. خبر دادند یکی از دوستانش که آن جا درس می خواند، آمده
ایران، رفته بود خانه شان. دوستش گفته بود «یک بار رفتم خدمت امام، گفتند
به وجود تو در ایران بیش تر نیازه. منم برگشتم. حالا تو کجا می خوای بری؟»
منصرف شد.
توبه نامه یه شهید 13 ساله

برای شروع چند فرازی از توبه نامه ی ایشون رو اینجا ذکر می کنیم؛ فقط قبل از خوندن یادمون باشه که این توبه نامه کسی است که هنوز به سن تکلیف نرسیده ولی نگران ترک اولی هایی است که ازش سر زده.....
فرازهایی از توبه نامه شهید 13 ساله کرجی - شهید محمودی:بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :
از این که حسد کردم...از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....
از این که مرگ را فراموش کردم....
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....
از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم....
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم....
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم....
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....
از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم....
از ......
شرايط وجوب زكات فطره
زکات فطره ميهمان
س. ميهمانى كه فقط شب عيد فطر به خانه انسان بيايد، تكليف فطرهاش چه مىشود؟
ج) فطره او بر عهده صاحب خانه نيست.
س. اگر انسان شب عيد فطر ميهمان داشته باشد و صبح متوجه شود كه عيد بوده؛ آيا فطره آنها بر او واجب است؟
ج) ناآگاهى از رؤيت هلال، تأثيرى در حكم پرداخت فطره ندارد لكن گذشت كه فطره ميهمان يك شبه بر عهده خودش مىباشد.
س. اگر ميهمان فطره خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط مىشود؟
ج) در فرضى که نان خور محسوب شود اگر با اجازه صاحب خانه و از طرف او فطره خودش را بدهد، از عهده ميزبان ساقط مىشود.
زکات فطره فقير
س. آيا پرداخت زكات فطره بر كسى كه توان مالى ندارد، واجب است؟
ج) اگر فقير باشد، زكات فطره بر او واجب نيست و اگر سه كيلو گندم و مانند آن و يا قيمت آنها را دارد، مستحب است آن را به عنوان زكات فطره بدهد و چنانچه افرادى تحت تكفل دارد، مىتواند آن را به قصد فطره، بين نفرات خانواده دست گردان كنند و بهتر است نفر آخر، آن را به كسى بدهد كه از خودشان نباشد.
زکات فطره زن تأمين كننده مخارج زندگى
س. اگر زن به جهت نياز شوهر، در تأمين مخارج زندگى كمك كند؛ چه كسى بايد زكات فطره آنها را بدهد؟
ج) اگر زن نانخور شوهر محسوب شود، بايد شوهر در صورت توانايى زكات فطره خود و همسرش را بدهد و اگر زن نانخور شوهر و كس ديگرى نباشد، بايد خودش زكات فطرهاش را بدهد.
زکات فطره زن ناشزه
س. زنى كه از تمكين شوهر خود دارى مىكند، آيا زكات فطره او از شوهرش برداشته مىشود؟
ج) خير، بايد شوهرش زكات فطره او را بدهد؛ مگر آنكه نان خور شخص ديگرى باشد.
عدم پرداخت فطره و تكليف زن و فرزند
س. پدرى كه زكات فطره نمىدهد، تكليف زن و فرزند او چه مىشود؟
ج) بر آنان تكليفى نيست و لازم نيست فطره بدهند.
جنس و مقدار زكات فطره
جنس زکات فطره
س. زكات فطره را بايد از قوت متعارف داد، يا قوت شرعى؟
ج) اگر از گندم، جو، خرما، برنج و مانند اينها داده شود، كفايت مىكند و منحصر به قوت غالب نيست.
مقدار زکات فطره
س. مقدار فطره چقدر است؟
ج) شخص بايد براى خودش و كسانى كه نان خور او محسوب مىشوند، براى هر نفر سه كيلو از خوراك مردم (مانند گندم، جو، خرما، كشمش، برنج، ذرت و يا مانند اينها) و يا پول يكى از آنها را به مستحق بدهد.
زمان و مكان پرداخت زكات فطره
زمان كنار گذاشتن فطره
س. زمان كنار گذاشتن فطره و پرداخت آن چه موقع است؟
ج) بعد از اثبات حلول ماه شوال مىتواند آن را کنار بگذارد اگر نماز عيد فطر مىخواند، بنابر احتياط واجب بايد پيش از نماز پرداخت كند يا كنار بگذارد و اگر نماز عيد نمىخواند، تا ظهر روز عيد فطر مهلت دارد.
كنار گذاشتن فطره و تصرف در آن
س. اگر شخص فطره را كنار بگذارد، مىتواند از آن استفاده كند و بعد به جاى آن مال ديگرى بگذارد؟
ج) خير، بايد همان را كه كنار گذاشته، براى فطره بدهد
پرداخت زکات فطره پيش از ماه رمضان
س. آيا جايز است پيش از ماه رمضان، فطره را به فقير داد؟
ج) خير، كفايت نمىكند؛ ولى مىتواند آن را به عنوان قرض به او بدهد و در روز عيد فطر، طلب خود را بابت فطره حساب كند.
انتقال زکات فطره
س. جايز است زکات فطره را در شهر ديگرى بدهيم؟
ج) اگر در محل و شهر خودش مستحق پيدا نشود، مىتواند آن را به شهر ديگرى ببرد.
کيفيت پرداخت زکات فطره
س. آيا زكات فطره را مىتوان به خانواده فقير غير متدين داد؟
ج) در زكات فطره، عدالتِ گيرنده لازم نيست؛ ولى به كسى كه آشكارا گناه كبيره انجام مىدهد، بنابر احتياط نبايد زكات فطره داد.
پرداخت زکات فطره به واجب النفقه
س. آيا پدر مىتواند زكات فطره را به فرزند دانشجوى خود كه محتاج است، بدهد؟
ج) اگر فرزندان فقير باشند، پدر و مادر بايد مخارج واجب آنان را بپردازند و نمىتوان چيزى از زكات فطره را بابت مخارج زندگى به آنها داد ولى براى اداى دين و يا مايحتاجى كه تأمين آن بر پدر واجب نيست اشكال ندارد.
فطريه سادات
س. همسرم از سادات مىباشند با توجه به اينکه فطريه ايشان به عهده اينجانب مىباشد و من نيز سيّد نيستم و با عنايت به اينکه فطريه سادات جداگانه دريافت مىشود آيا فطريه مربوط به همسرم را در محل فطريه سادات بايد قرار داد؟
ج) ملاک در پرداخت فطريه معيل (پرداخت کننده فطريه) است نه عيال، بنابراين شما نمىتوانيد فطريه خود را به سيّد بپردازيد هر چند همسر شما از سادات باشد.
پرداخت فطريه به سادات فقير
س. آيا فطريه را به سادات فقير مىتوان داد؟
ج) غير سادات نمىتوانند به سادات فطريه پرداخت نمايند.
مصرف زکات فطره در درمان بيمار مستمند
س. اگر شخصى وضع مالى خوبى ندارد و براى مداواى بيمارى دختر بچهاش که هزينه زيادى دارد نيازمند پول است، آيا زکات فطره به او تعلق مىگيرد؟ و اگر بعداً معلوم شود كه اصلاً او مستحق نبوده حکم چيست؟
ج) اگر فقير است، زكات فطره بر او واجب نيست و مىتوانيد زكات خود را به او بدهيد و اگر بفهميد فقير نبوده چنانچه مالى را كه به او دادهايد از بين نرفته باشد، مىتوانيد پس بگيريد و به مستحق بدهيد و اگر نتوانيد پس بگيريد، بايد از مال خودتان فطره را بدهيد.